مدیریت وتوانمدسازی کارکنان
مدیریت وتوانمند سازی کارکنان
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیر ما انفسهم
همانا خداوند هیچ قومی را تغییر نمی دهد .مگر آن که خودشان در حال شان تغییر کنند
امروزه فاصله اصلی وعمیق میان ملت از جهت دانایی ونادانی است ونه از ازحیث دارایی وناداری دراین راستا چالش ومحور اصلی سرمایه انسانی است .درحال حاضر قدرت رقابتی ملت ها در گرو کیفیت سرمایه انسانی آنهاست.
برای برای این که در مدریت با شکست روبرو نشوید .کارهای زیادی می توانید انجام دهید می توانید انتظارهایی روشن داشته باشید اهداف زیر بنایی فعالیتهای کا کنان را مشخص نمایید اشتباهات افراد را برطرف نمایید .وهم چنین می توانید کا رهای درست انجام شده را معرفی ومسببین آنها را تشویق نمایید چنانچه چنین کارهایی را پیوسته وبه موقع انجام دهید در مدیریت خود شکست نمی خورید .البته با این وصف نمی توان پیروزی را تضمین کرد .برای کسب برتری در مدیریت وتبدیل هوشمند سازی کارکنان به توانمنتدی های بهره ور و نیرومند افزودن بر آنچه در بالا آمده موضوع بسیار مهم دیگری نیز لازم است .فردشناسی وموقعیت شناسی .شما به عنوان یک مدیر باید بر فرد فرد کارکنان تمرکز نمایید چرا که نیازمند شناخت رفتار آنها هستید وزمانی که ((منسب درک وفهم آنها )))باشد لازم دارید .ساختار ذهن هر فرد ویژه ومنحصر به اوست چنانچه می خواهید از هوشمندی های متفاوت کارکنان بهره ببرید هر یک از آنها را جداگانه شناخته ودر ویژگی بی همتایش سرمایه گذاری کنید البته هیچ کاری سودمنتر ار گفت وگوی جداگانه با هر فرد نیست به ویژه اگر از زمینه هوشمندی در((فرد شناسی ))برخوردار باشید.
مدیریت سرمایه انسانی درسازمانها حیاتی ترین نوع مدیریت به شمار می آید .فرسودگی سرمایه انسانی مجموعه را به خطر می اندازد .بنا برین تریدی نیست که شکوفایی هر جامعه ای در بهبود وپرورش منابعه انسانی آن نهفته است .
توانمندی سازی مجموعه ای از فنون نیست بلکه ایجاد ودرک رابطه بین مدیر وکارکنانی است که با آنها کار می کنند
توانمندی افراد را قادر می سا زند تا از ظرفیت ها خود استفاده کنند به نحوی که منافع خود وسازمان را محقق سازند به وسیله توانمند سازی از یک سو کا رکنان اعتماد بنفس وانگیزه بیش تری می یابند وعلاوه بر این که اختیار ومسولیت بیش تری به آنها واگذار می شود فرصت می یابند قادربه تعیین سرنوشت حرفه ای خود سهیم شوند وازسوی دیگر سازمان به ایده های نو دست می یابد وعملکرد کلی آنها بهبودبطور مستمر می یابد.
برای ایجاد توانمندی در میان کار کنان نوعی احساس اعتماد و شایستگی مدیر به وجود آید تا به این طریق عدم امنیت وابهام در زمینه روابط بین کارکنان ومدیررااز بین ببریم .در ایجاد چنین احساس اعتماد وقابلیت اطمینانی پنج عمل عامل اهمیت دارد ثبات .انصاف. توجه .خود گوشودگی وشایستگی. هنگامی که مدیران این پنج ویژگی مرتبط با شرافتمند بودن را ابراز می کنند اعتماد آفرینند و در نتیجه در دیگران توانمندی ایجاد می کنند.
مدیران باید پیوسته به دنبال راه هایی برای قدردان یاز عملکرد کارکنان خود باشند مدیران می توانند با ایجاد حس که کارکنان پذیرفته شده ومورد قبول هستند آنها را توانمند سازند
امروزه از کارمند انتظار میرود که از خود خلاقیت نشان دهد وفعالانه خود را در امور سازمان در گیر کند این سبک جدید کاری ارضا کننده تر و بر انگیز اننده تر است انسان می تواند یاد بگیرد تا عملکرد خود را بهبود بخشد نتایج داده هایی را سازمان ارائه کرده بنگرد
وقتی می خواهید به حل مسئله ای بپردازید لازم است از اشخاصی که اطلاعات ونوآوری وخلاقیت دارند استفاده کنیداگر چه مسئولیت مستقیم حل مسئله با آنها نباشد آنها را گردهم بیاورید وبه آنها آزادی عمل بدهید
زندگی هدفمند وویژ گی های آن
زندگی اگر هدفمند وتوام با قاطعیت نباشد دستخوش شانس وبخت واقبال میشود .زیرا بدون داشتن هدف معین قضاوت این که تا چه اندازه در مسیر درست حر کت می کنیم غیر ممکن می شود .زندگی هدفمند مستلزم داشتن نظم وانظباط است داشتن نظم وانضباط شخصی بدین معناست که رفتار خود را در خدمت هدفهای خاص قرار دهیم .نظم و انضباط شخصی وسیله ای در خدمت تحقیق هدف است .زندگی هدفمند و منضبط بدین معنا نیست که به خود فرصت استراحت ندهیم برای آرامش در نظر نگییریم بلکه منظور این است که اقداماتمان آگاهانه باشد وبدانیم که پرداختن به این فعالیت ها اقدامی سالم ومناسب است
*قبول مسئولیت در تعیین اهداف به طرز آگاهانه
*تدوین اقداماتی برای جامعه عمل پوشاندن به اهداف
*توجه به همخوانی اقدامات با هدف های خویش
*توجه به نتایج اعمال ورفتار خود وحصول اطمینان از این که اقدامات به تحقق اهداف کمک می کنند
انسجام شخصیتی و ویژی های آن
منظور از انسجام شخصیتی این است که ایده ها . باورها . معیارها برداشت ها و رفتارهای ما از همخوانی برخوردار باشند.بنابرین انسجام بهمان معنای سازگاری رفتار با ارزش هاو ایده آل ها با اعمالهاست .وقتی رفتارفردبا قضاوتش از آنچه درست است در تضاد باشداعتماد به نفس او از بین می رود ودر نتیجه کم تر به خود احترام می گذارد .در جامعه همواره به افرادی اعتماد می شود که رفتار وکلامشان سازگاری داشته باشد .گاهی در راستای خدمت به مشتریان شعار هایی داده می شود که با واقعیت های کاری سازمان همخوانی ندارد . باورها باید در اعمال ورفتار به روشنی دیده شوند
*باید به گفته های خود عمل کند .
*باید به قول وتهد خود پایبند باشند
*باید با دیگران برخورد مناسب ومنصفانه ومحبت امیز داشته باشند
ویژگیهای افراد توانمند شده
در موقعیت های مبهم دارای ابتکار عمل هستند و مشکلات را به شیوه ای تعریف می کنند که قادر به تجزیه وتحلیل بهتر ودستیابی به تصمیمات بهتر و بیش تر باشد .
قادرند در موقعیت های مبهم از قبیل زمانی که شکایات مشتریان ویا تهدید های رقابتی افزایش می یابد فرصت ها را تشخیص دهند
قادر به به کارگیری مهارت های تفکری مهم از قبیل آشکار ساختن وآزمایش مفروضات وارزیابی دلایل ارایه شده هستند هم چنین قادرند در مورد اهداف مشترک هستند دلایل محکمی را اریه دهند
هم در گروه های تک وظیفه ای وهم در درون گروه های چند وظیفه ای قادر به اجماع نظر برای تصمیمات د واقدامات هستند
بر روی فرصتها کار کرده وآنها را مورد شناتسایی قرار می دهند تا بتوانند بدین طریق فعالیتها ومستندات نظا م های ارتبا طی واطلاعات را نظامندکرده .شناسایی ورفع کرده ودرنهایت نظام هایی را که قادر نیستند چیزی بر ارزش مشتری بیفزایند اصلاح ویا از رده خارج کنند
در تلاش اند تا از طریق کاهش هزینه ویافتن فرصتها یی برای سرمایه گذاری در منابع جدید (از قبیل فرایند بهبود پیشرفته )منابع را بهینه مصرف می کنند
دارای اعتماد به نفس بوده وفکر می کنند که مستعد خلاق ومورد احترا م اند
آنها احساس میکنند که خودشان به خوبی قادرند در خصوص زمان وچگونگی انجام وظا یف شان تصمیم گیری کنند
افراد توانمند در آرامش به سر می برند در آرامش بودن بدین معناست که از خود پنهان نمی شوند وبا خود در جنگ وستیز نیستند
افراد توانمند خود گرا هستند
افراد توانمند به واقعیت ها احترام می گذارند ومیان امور واقعی وغیر واقعی تمایزقائل می شوند ودر نتیجه با چالشهای زندگی شخصی وسا زمانی بر خورد سازنده دارند
افراد تونمند به حفظ وضع موجود راضی نیستند چرا که که رضایت از وضیعت فعلی خلاقیت را از بین می برد وخلاقیت منبع اصلی بهسازی انسان سازمان وجامعه است.
افراد توانمند استقلال رای دارند ومسولیت پذیر هستند
افراد توانمند تغییر در زندگی کاری وشخصی خود را به راحتی می پذیرند
افراد توانمند برای حقیقت احترام قائل می شوند واصلاح اشتباه را بر وانمود به اشتباه نکردن مقدم می شمارند
افراد توانمند از دیگران هراسی ندارند وروابط مناسبی با آنها برقرار می کنند
افراد توانمند از رفتار تصنعی فخر فروشانه وسخنان پر لاف وگزاف پرهیز می کنند.
افراد توانمند شهامت تزریق مزاح به زندگی شخصی وکاری خود را دارند
شوخ طبعی عامل یکسان ساز مهمی است که فاصله ها را از نظر فرهنگی مقام ودیگر موانع ظاهری کوتاه می کند
افراد توانمند خطر پذیری منطقی وهوشمندانه دارند
افراد توانمند همه چیز را در مورد یک چیز ودر عین حال چیزی را در مورد همه چیز می دانند
در گذشته اگر مدیری با ارایه نظر یا راهکار یکی از زیر دستان مواجه می شد .با احساس حقارت به این فکر می افتاد که چرا این ایده به فکر او خطور نکرده است وبه دنبال آن تصور بر او غالب ذمی شد که فرد زیر دستش بر جای او خواهد نشست .به همین لحاظ وی متر صد آن بود که نظر وی را به هر قیمتی شده ردکند این گونه ئبر خوردها ناشی از فقدان احساس توانمندی مدیر است اما امروزه وظیفه اصلی مدیر ان است که ماموریت سازمان را مشخص کند وبرای همه افرادی که در قسمت های مختاف سازمان کار می کنند انگیزه ای فراهم آورد تا در جهت تحقق ماموریت سازمان تلاش کنند به این ترتیب هر چه مدیر توانمند باشد بهتر می تواند به این مهم جامعه عمل بپوشاند ذهنی که به توانمندی خود اعتماد ندارد نمی تواند الهام بخش دیگران باشد .
روی توانمندی هایتان سرمایه گذاری کنید –هر چه باشند –وکاستی هایتان را مدیریت کنید هر چه هستند .
هرگاه به افراد اجازه داده نشود تا با حدکثر اثر بخشی به فعالیت بپردازند آنان عزت نفس خود را در معرض تهدید می بینند و در این صورت میزان اضطراب بیماری وغیبت از کار افزایش یافته وانگیزش و در نهایت بهره وری آنان کاهش می یابد .
انسان ها را با احترام به شخصیتشان بر انگیزید . یعنی به انها اعتبار ببخشید .اطلاعات در اختیار شان بگذارید ودر تصمیم گیری سازمانشان بدهید انسان ها یک سوم بیدای خود را در محیط کار می گذرانند مدیر نباید از یاد ببرد که محل کار غالبا مهم ترین مکانی است که
فرد درآن زندگی می کند تونمند سازی کارکنان مو جب ایجاد وافزایش مبنای قدرت در محل کار است
+ There are no comments
Add yours